محمد تقي جعفري

265

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قابل پذيرش ساخت 2 - علم به يك واقعيت بدون تعهد در بارهء آن ، مانند چشم پوشانيدن از خورشيد و ناديده گرفتن آنست در عين حال كه احساس احتياج به آن در مغز آدمى از بديهىترين احساسها است . بنا بر اين ، فرض علم بيك واقعيت و عدم تعهد در بارهء آن ، موجب بروز دو موج متضاد در درون مىگردد و براى بدست آوردن رفاه و سرخوشى هر دو موج متضاد را خاموش مىسازد و رضايت به نادانى مىدهد 3 - در آن صورت كه نادانى به حالت جهل مركب مىرسد ، چنان جمود و صلابت و سختى در مغز جاهل بوجود مىآيد كه هيچ منطق و سخن نافذى قدرت عبور به آن مغز را ندارد . * ( ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ) * ( 1 ) ( چنين دلها مانند سنگها يا قسىتر و غير قابل انعطافتر مىگردند . * ( قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ) * ( 2 ) ( به آنان بگو بشما خبر بدهيم در بارهء كسانى كه كارهاى آنان زيانبار گشت . آنان كسانى هستند كه سعى و كوششان در اين زندگانى دنيا تباه شده و آنان چنين مىپندارند كه كار نيكو انجام مىدهند ) اين بيمارى از آن بيماريهاى علاجناپذير است كه هيچ راهى براى مداواى آن وجود ندارد . لكلّ داء دواء يستطبّ به الَّا الجهالة اعيت من يداويها براى هر دردى دوائى است كه با آن دوا طبابت و معالجه مىشود مگر جهل ( جهل مركب ) كه معالجه كننده اش را عاجز ساخته است .

--> ( 1 ) البقرة آيهء 74 . ( 2 ) الكهف آيهء 104 .